محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
27
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )
مقصود آن چيزى است كه ما تصور مىكنيم ، بايد تصور چيزى سبب وجود آن شود ، و اگر مقصود آن چيزى است كه ما تصديق آن را مىكنيم ؛ بنابر اين تصديق بعد از تحقق است و سببش پيش از آن ، و اگر مقصود آن چيزى است كه ما تحقق مىبخشيم ، حقيقت واحد در هر فردى در خارج تحقق مىيابد و شركت خارجى محال است و بدين امر ارموى و خنجى « 1 » - بدون تعدد و تفرّق - تصريح دارند و به تعدد و تفرق هيچ كس قائل نيست ، اين چگونه مىشود ؟ 62 / 2 و حضرت شيخ قدس سره فرموده « 2 » : براى صاحبان بينش روشن است كه تحصيل معرفت و شناخت صحيح ( دور از خطا ) دو راه دارد : راه برهان نظرى و راه عيان كشفى ، و حال اهل نظر روشن است كه خالى از تباهى و پراكندگى رأى نيست ، و بر فرض پذيرفتن آن ؛ تمام نيست « 3 » ، پس فقط راه ديگرى مىماند كه همان توجه به خداوند است به واسطه توبه و پناه بردن تمام و خالى كردن دل به كلى از همهء تعلقات وجودى و دانشها و مقياسها ، و چون اين كار در آغاز كار براى انسان غير ممكن است ، بنابر اين بايد از كسى كه پيش از وى بوده و آگاهى از اين امر داشته و در درياى وصول غوطه خورده و به مقصد رسيده - مانند رسولان و كسى كه از جهت علم و حال و مقام از آنان وراثت كامل دارد - پيروى نمايد ، باشد كه خداوند سبحان نور كشفى به او عطا فرمايد و اشيا را همانگونه كه هستند ظاهر سازد ، هم چنان كه درباره آنان ( رسولان ) و پيروانشان چنين رفتار كرد . 63 / 2 سپس گويم : توبه و پناه بردن كامل ؛ تفصيلش آن چيزى است كه حضرت شيخ قدس سره در شرح فرمودهء رسول خدا صلى الله عليه و آله - هنگامى كه بعضى از اصحابش از نادارى و تنگدستى شكايت كرد - فرمود : بر طهارت و پاكيزگى ادامه بده روزيت فراخ خواهد شد - گويد : طهارت و پاكى بدن از پليديها و چركها است ، و طهارت حواس آزاد كردن آنها است از ادراكاتى كه نيازى بدانها ندارد ، و طهارت اعضا آزاد كردن آنها است از تصرفاتى كه
--> ( 1 ) - يعنى به اشتراك خارجى ، يعنى تصريح به وجود حقيقت مشترك در خارج نمودهاند در حالى كه اشتراك خارجى بدون تعدد و تفرق محال است و هيچكس قائل به تعدد و تفرق نيست . پس شركت خارجى محال است . ( 2 ) - يعنى در رسالهء مفصحه . ( 3 ) - و بنابر تقدير صافى بودن از تباهى و پراكندگى آن چنان تام نيست كه تمامى موارد و امور را مانند حقايق بسيط و امثال آنها كه بازگشت به مبدأ و معاد دارد فرا گيرد ، و بايد « لا تعم » به معنى عموميت ندارد باشد .